«آرش» هنوز تیرش را از کمان رها نکرده، اما پیش از آنکه قهرمان اسطورهای ایران روی صحنه برود، قیمت بلیتهایش به هدف خورده است؛ آن هم درست به نقطهای حساس؛ جیب مخاطب!
پیشفروش تئاتر ـ ارکسترال «آرش» به تهیه کنندگی علی محتشم ، کارگردانی علی سرابی و نویسندگی امید سهرابی آغاز شده و قیمت بلیتهای این نمایش در بالاترین سطح به ۴میلیون و ۹۸۰ هزار تومان رسیده است؛ رقمی که در فضای رسانهای و میان مخاطبان تئاتر، به سرعت با عنوان «بلیت پنجمیلیونی» دستبهدست شده و بحث درباره قیمتگذاری در تئاتر را دوباره داغ کرده است. برخی گزارشها نیز با احتساب مالیات، رقم پرداختی برای گرانترین صندلیها را بیش از ۵میلیون تومان اعلام کردهاند.
این نمایش قرار است از هفته دوم شهریور ماه در رویال هال اسپیناس پالاس روی صحنه برود و گروهی از شناختهشدهترین چهرههای سینما و تئاتر در آن حضور دارند؛ نوید محمدزاده، طناز طباطبایی، علی شادمان، مهدی پاکدل و جمعی دیگر از بازیگران، نامهایی هستند که طبیعتاً میتوانند مخاطب قابل توجهی را به سالن بکشانند. اما اتفاقی که «آرش» را پیش از اجرا به سوژه رسانهها تبدیل کرده، نه نام بازیگران است و نه حتی شکل «تئاتر ـ ارکسترال» آن، بلکه قیمت بلیت است.
۵میلیون تومان برای یک شب تئاتر
رقم ۴ میلیون و ۹۸۰ هزار تومان، حتی اگر تنها مربوط به گرانترین جایگاه سالن یعنی «شاهنشین» باشد، رقم کمی برای خرید یک کالای فرهنگی نیست. آن هم در شرایطی که تئاتر در ایران سالها خود را به عنوان هنری زنده، مردمی و در دسترس معرفی کرده است.
البته «آرش» یک اجرای معمولی و کمهزینه نیست. پروژه با ساختاری تئاتر ـ ارکسترال طراحی شده و ترکیب نمایش، موسیقی و اجرای زنده ارکستر، به همراه سالن بزرگ و حضور شمار قابل توجهی از بازیگران و عوامل، هزینه تولید آن را بالا برده و با یک اجرای متعارف تئاتری قابل قیاس نیست. اما توضیح دادن یک قیمت با توجیه اقتصادی، الزاماً به معنای حل شدن مسئله اجتماعی آن نیست. آیا هر آنچه تولیدش گران است، الزاماً باید برای مخاطب نیز گران تمام شود؟
همه میتوانند آرش را ببینند!
روابط عمومی پروژه در واکنش به انتقادهای مطرح شده، تلاش کرده تصویری متفاوت از ماجرا ارائه کند. طبق توضیح رسمی این مجموعه، بلیتهای «آرش» در ۹ سطح قیمتی عرضه شدهاند و ارزانترین بلیت ۹۹۰ هزار تومان است. بنابراین، برخلاف تصویری که از «تئاتر پنجمیلیونی» ایجاد شده، قرار نیست تمام صندلیهای سالن با این قیمت فروخته شوند. روابط عمومی پروژه نیز تأکید کرده «آرش» برای همه مخاطبان و با هر بودجهای امکان تماشا دارد و نوشته است؛ وجود چند رده ممتاز در یک سالن ۲هزار و ۲۰۰ نفره، امری متفاوت از آن است که قیمت تمام یا بخش عمده بلیتهای یک اثر با بالاترین رقم آن معرفی شود.قیمتگذاری شناور اساساً به این معناست که مخاطب میتواند متناسب با توان مالی خود، جایگاههای مختلف را انتخاب کند. در چنین مدلی، نمیتوان گفت قیمت بلیت نمایش به طور یکسان ۵میلیون تومان است اما منتقدان یک پرسش ساده دارند؛ آیا وجود چند رده ارزانتر، مسئله قیمت پنجمیلیونی را منتفی میکند؟ مسئله فقط این نیست که «آیا یک بلیت ۹۹۰ هزار تومانی هم وجود دارد؟» مسئله این است که چرا سقف قیمت بلیت یک نمایش باید به نزدیکی ۵میلیون تومان برسد و این قیمت چه تصویری از آینده بازار تئاتر ارائه میدهد.
وقتی سلبریتیها پایشان را روی صحنه میگذارند
بخشی از واکنشها به «آرش» را باید در ادامه روندی دید که در سالهای گذشته در تئاتر ایران شکل گرفته است؛ روندی که حضور چهرههای سینمایی و سلبریتیها در آن به یکی از مهمترین عوامل جذب مخاطب تبدیل شده است. البته حضور بازیگران مشهور در تئاتر به خودی خود نه اتفاق منفی است و نه میتوان آن را دلیل قطعی افزایش قیمت دانست. بسیاری از همین بازیگران، خود از چهرههای جدی و باسابقه تئاتر هستند و حضورشان میتواند به رونق سالنها و بازگشت مخاطب به تئاتر کمک کند. مشکل از جایی آغاز میشود که نام بازیگر، جای خود اثر هنری را در مناسبات بازار بگیرد.در چنین شرایطی ممکن است تماشاگر بیش از آنکه برای دیدن یک نمایش بلیت بخرد، برای دیدن یک «چهره» پول پرداخت کند. آن وقت مرز میان تئاتر به عنوان یک اثر هنری و تئاتر به عنوان یک محصول سرگرمی ـ لوکس، کمکم محو میشود.«آرش» دقیقاً در همین نقطه محل بحث است؛ پروژهای که از یک سو از یک اسطوره ملی و یکی از شناختهشدهترین قهرمانان فرهنگ ایرانی استفاده میکند و از سوی دیگر، با ترکیبی از ستارههای سینما و موسیقی و اجرای پرهزینه، وارد بازاری میشود که مخاطب برای ورود به آن باید هزینه قابل توجهی بپردازد.
آرشِ مردم یا آرشِ طبقه مرفه؟
آرش در روایت اسطورهای، قهرمانی است که جانش را برای سرزمین و مردمش به خطر میاندازد. چهرهای که در ادبیات معاصر نیز بارها به عنوان نماد فداکاری، وطندوستی و ایستادن برای یک جمع بازخوانی شده است. حالا قرار است همین شخصیت، در یکی از گرانترین سالنهای خصوصی تهران و در قالب یک پروژه بزرگ نمایشی ـ ارکسترال، با بلیتهایی تا نزدیک ۵میلیون تومان روی صحنه برود. طبیعی است که این تضاد، دستمایه نقد و حتی طعنه شود اینکه آرش برای مردم است، اما آیا تماشای آرش هم برای مردم است؟ البته نمیتوان انتظار داشت همه محصولات فرهنگی الزاماً با قیمت پایین عرضه شوند. تولید حرفهای هزینه دارد و بخش خصوصی نیز حق دارد برای بازگشت سرمایه خود مدل اقتصادی تعریف کند. تئاتر هم مانند سینما، موسیقی و دیگر هنرها نمیتواند از قواعد اقتصاد جدا بماند اما در سوی دیگر، تئاتر برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، یک کالای فرهنگی است و وقتی قیمت آن چنان افزایش پیدا میکند که بخشی از جامعه عملاً از خرید آن منصرف میشود، دیگر بحث فقط درباره اقتصاد یک پروژه خصوصی نیست؛ بحث درباره دسترسی فرهنگی است.
برای درک بهتر این فاصله کافی است قیمت گرانترین بلیت را در کنار درآمد بخشی از جامعه بگذاریم. بر اساس گزارشهای منتشرشده، حداقل پایه حقوق ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶میلیون و ۶۲۵هزار تومان تعیین شده است. بنابراین بلیت ۴میلیون و ۹۸۰ هزار تومانی، معادل حدود ۳۰درصد پایه حداقل مزد ماهانه است. حتی اگر مخاطب از ارزانترین بلیت یعنی ۹۹۰هزار تومان استفاده کند، برای یک خانواده سهنفره باید حدود ۳میلیون تومان هزینه کند؛ رقمی که با احتساب رفتوآمد و سایر هزینههای جانبی یک شب بیرون رفتن، دیگر چندان ناچیز نیست.
اقتصاد تئاتر یا اقتصاد ستارهها
از سوی دیگر، نمیتوان واقعیت اقتصادی تولید چنین پروژهای را نادیده گرفت. «آرش» یک نمایش کوچک با چند بازیگر و یک دکور محدود نیست. ساختار ارکسترال، موسیقی، عوامل متعدد، سالن بزرگ و حضور بازیگران شناختهشده، طبیعتاً هزینه تولید را بالا میبرد. اگر قرار باشد بخش خصوصی بدون حمایت دولتی چنین پروژههایی را تولید کند، باید راهی برای بازگرداندن سرمایه خود داشته باشد. مسئله اینجاست که چه مقدار از این هزینه، ناشی از خود اثر است و چه مقدار ناشی از اقتصاد ستارهها؟این پرسشی است که تنها گروه تولید میتواند با ارائه اطلاعات دقیق درباره هزینههای تولید، دستمزد عوامل و مدل اقتصادی پروژه به آن پاسخ دهد. در غیر این صورت، مخاطب فقط عدد نهایی را میبیند؛ نزدیک ۵میلیون تومان و همین عدد کافی است تا تئاتر، دستکم در ذهن بخشی از جامعه، از یک تجربه فرهنگی به یک تجربه لوکس تبدیل شود.
«آرش» آغاز یک روند تازه است؟
شاید اهمیت ماجرای «آرش» بیش از خود این نمایش باشد. اگر قیمت ۵میلیون تومانی برای یک اجرای تئاتری به یک اتفاق عادی تبدیل شود، احتمالاً باید منتظر روندی باشیم که در آن فاصله میان تئاتر تجاری و تئاتر عمومی بیشتر شود. بازار البته راه خودش را پیدا میکند. اگر مخاطب حاضر باشد چنین مبلغی را بپردازد و سالنها نیز پر شوند، از نگاه اقتصادی این مدل موفق بوده است اما هنر، فقط بازار نیست. اگر قرار باشد تئاتر روزبهروز بیشتر به سمت پروژههای پرهزینه، سالنهای لوکس و ستارههای شناختهشده حرکت کند، چه بر سر تئاترهای کوچک، گروههای مستقل و مخاطبانی میآید که توان پرداخت چنین مبالغی را ندارند؟ در واقع، مسئله اصلی «آرش» شاید این نباشد که آیا ۵میلیون تومان برای یک بلیت زیاد است یا نه، مسئله این است که آیا جامعه تئاتری ایران میخواهد چنین قیمتی را به عنوان سقف جدید و طبیعی بازار بپذیرد؟
تئاتر لوکس؛ انتخاب یا اجبار؟
میتوان از یک زاویه دیگر هم به ماجرا نگاه کرد؛ شاید «آرش» صرفاً یک محصول فرهنگی لوکس است مانند کنسرتها یا رویدادهایی که بخش خاصی از جامعه مخاطب آنها هستند. اگر چنین باشد، انتخاب مخاطب روشن است؛ کسی که توان پرداخت دارد، میرود و کسی که ندارد، گزینههای دیگری را انتخاب میکند اما تئاتر با یک کالای لوکس معمولی تفاوت دارد.
تئاتر هنری است که بخش مهمی از هویت خود را از «تماشاگر زنده» میگیرد. ارتباط بازیگر و تماشاگر در سالن، اساس وجود تئاتر است. هر چه این ارتباط محدودتر به طبقات برخوردار شود، بخشی از ماهیت اجتماعی تئاتر نیز تغییر میکند. از همین رو، پاسخ روابط عمومی «آرش» که بر وجود بلیتهای ۹۹۰هزار تومانی تأکید دارد، اگرچه بخشی از انتقادها را پاسخ میدهد، اما تمام پرسشها را از میان نمیبرد. چون پرسش همچنان پابرجاست؛ اینکه تئاتر قرار است یک کالای فرهنگی برای همه باشد یا یک تجربه لوکس برای کسانی که توان خرید آن را دارند؟ «آرش» هنوز روی صحنه نرفته و بنابراین قضاوت درباره کیفیت هنری آن زود است. شاید با یکی از مهمترین و متفاوتترین تجربههای نمایشی سال مواجه باشیم؛ شاید هم نه. اما به نظر میرسد این نمایش پیش از آنکه درباره آرش و تیر و کمان و مرز ایران حرف بزند، بحثی جدی درباره مرزهای اقتصادی تئاتر ایران ایجاد کرده است و شاید مهمترین پرسش همین باشد؛ اگر آرش قرار است روایتگر قهرمانی برای مردم باشد، آیا ۵میلیون تومان، بهای زیادی برای تماشای این روایت نیست؟





نظر شما